بلاگ
تاریخچه مختصر اومانیسم

تاریخچه مختصر اومانیسم

2025-11-01
Humanist Iran

ریشه‌های اومانیسم را می‌توان در فلسفه یونان باستان، به ویژه در آثار فیلسوفان پیش از سقراط و بعداً با چهره‌هایی مانند اپیکور و رواقیون یافت. آن‌ها شروع به جستجوی توضیحات طبیعی برای پدیده‌ها به جای توضیحات اسطوره‌ای کردند. پروتاگوراس به معروف اعلام کرد که "انسان معیار همه چیز است"، و تمرکز را از خدایان به تجربه انسانی تغییر داد.

در دوران رنسانس، علاقه دوباره‌ای به یادگیری کلاسیک و تمرکز بر پتانسیل و دستاوردهای انسانی به وجود آمد. این دوره شاهد تغییری از دیدگاه‌های خدامحور به انسان‌محور بود. متفکرانی مانند پترارک و اراسموس بر ارزش آموزش، تفکر انتقادی و مطالعه علوم انسانی تاکید کردند. هنر و ادبیات شکوفا شد و زیبایی و پیچیدگی فرم و روح انسانی را جشن گرفت.

Article illustration

عصر روشنگری با تاکید بر عقل، فردگرایی و شکاکیت نسبت به اقتدار سنتی، اندیشه اومانیستی را بیشتر به پیش برد. متفکرانی مانند ولتر، دیدرو و هیوم دگم‌های مذهبی را به چالش کشیدند و از اخلاق سکولار، جدایی دین از دولت و حقوق فرد دفاع کردند. انقلاب علمی، با چهره‌هایی مانند نیوتن و گالیله، قدرت عقل انسان را برای درک جهان طبیعی نشان داد.

قرن‌های 19 و 20

در قرن نوزدهم، ظهور علم مدرن، به ویژه نظریه تکامل داروین، روایت‌های مذهبی را بیشتر به چالش کشید و توضیحی طبیعی برای منشاء حیات ارائه داد. فیلسوفانی مانند نیچه و مارکس دین را نقد کردند و راه‌های جدیدی برای درک وجود انسان کاوش کردند. اصطلاح "سکولاریسم" ابداع شد و جنبش‌های اصلاح اجتماعی، حقوق زنان و حقوق کارگران شتاب گرفتند که اغلب توسط ارزش‌های اومانیستی هدایت می‌شدند.

قرن بیستم شاهد سازماندهی رسمی اومانیسم به عنوان یک جهان‌بینی متمایز بود. اولین مانیفست اومانیست در سال 1933 منتشر شد که اصول یک فلسفه طبیعی و اخلاقی را ترسیم می‌کرد. سازمان‌هایی مانند اتحادیه بین‌المللی اومانیست و اخلاق (اکنون بین‌الملل انسان‌گرایان) برای متحد کردن انسان‌گرایان در سطح جهانی تشکیل شدند. اومانیسم به طور فزاینده‌ای با دفاع از حقوق بشر، دموکراسی و همکاری جهانی مرتبط شد.

اومانیسم در دنیای مدرن

امروزه، اومانیسم به تکامل و سازگاری با چالش‌های قرن بیست و یکم ادامه می‌دهد. به مسائلی مانند اخلاق زیستی، پایداری محیط زیست و تأثیر فناوری بر جامعه می‌پردازد. انسان‌گرایان در ترویج آموزش علم، دفاع از سکولاریسم و حمایت از حقوق بی‌ایمانان فعال هستند.

تاریخ اومانیسم گواهی بر قدرت پایدار روح انسانی برای جستجوی حقیقت، ایجاد معنا و تلاش برای جهانی بهتر است. این داستانی از رهایی از جهل و ترس، و جشن ظرفیت ما برای عقل، خلاقیت و شفقت است.

نقاط عطف تاریخی کلیدی:

  • یونان باستان (قرن پنجم قبل از میلاد): سوفیست‌ها و فیلسوفان اولیه شروع به زیر سوال بردن اسطوره‌های سنتی و تمرکز بر دغدغه‌های انسانی می‌کنند. جمله پروتاگوراس "انسان معیار همه چیز است" این تغییر را خلاصه می‌کند.
  • رنسانس (قرن‌های 14 تا 17): تولد دوباره فرهنگی در اروپا که با علاقه مجدد به هنر، ادبیات و فلسفه کلاسیک مشخص می‌شود. اومانیسم به عنوان یک جنبش فکری با تاکید بر پتانسیل انسانی ظهور می‌کند.
  • عصر روشنگری (قرن‌های 17 و 18): "عصر عقل" شاهد ظهور تحقیق علمی، لیبرالیسم سیاسی و اخلاق سکولار است. چهره‌های کلیدی شامل جان لاک، ولتر و امانوئل کانت هستند.
  • عقل‌گرایی قرن نوزدهم: رشد آزاداندیشی، لاادری‌گری و آتئیسم. "خاستگاه گونه‌ها" اثر داروین (1859) درک ما از حیات را متحول می‌کند.
  • اومانیسم قرن بیستم: انتشار مانیفست‌های اومانیست اول، دوم و سوم. تأسیس سازمان‌های بین‌المللی اومانیستی و ادغام اصول اومانیستی در حقوق بین‌الملل و اعلامیه‌های حقوق بشر.

درک تاریخ اومانیسم به ما کمک می‌کند تا مبارزه طولانی برای آزادی فکری و کرامت انسانی را ارج نهیم. به ما یادآوری می‌کند که ارزش‌هایی که امروز گرامی می‌داریم – عقل، آزادی، برابری – داده شده نیستند، بلکه نتیجه قرن‌ها تفکر و عمل افراد شجاعی هستند که جرات کردند وضعیت موجود را به چالش بکشند.